شایدیه ارزو5

                                       شاید یه ارزو

قسمت5

اصلا نفهمیدم چه شکلی همه ی این اتفاقا افتاد همشون در عرض یک چشم به هم زدن بود.........طوری که کسی باورش نمیشد

چند دقیقه گذشت من هنوز به عکسا خیره بودم هنوز کاری نکرده بودم

یه دفعه در باز شد کامران بود

-الهه بیا ناهار رسید

-هان؟؟؟باشه باشه اومدم

لبخند زدو گفت:کارت و شروع کردی؟؟؟

-اگه منظورت طرخ عکساس نه

-نه؟؟پس نیم ساعت اینجا چیکار میکردی؟؟؟؟؟؟

-گفتم که طول میکشه

خندید گفت:حالا پاشو بیا غذاتو بخور دختر خوب که فکر کنم کلی کار داریپاشدم باهم رفتیم تو سالن هومن با دیدن من دگفت:الهه خسته نشدی انقر کار کردی از صبه تاحالا؟؟
-نه اخه کاری نکردم هنوز طرح اولیه پوستراهم نزدم

-پس ببخشید تا الان چیکار میکردیی؟؟؟

-داشتم فکر میکردم

-اهان بله حالا بیا غذاتو بخور دختر خوب

-ااااا چرا امروز همه به من میگن دختر خوب؟؟؟

پدرام:چون کارات جالبه

-بله از اون لحاظ نه

-اره دیگه

-دستتون درد نکنه حالا میشه غذامو بخورم؟؟

کامران:اره چرا نمیشه؟؟؟

همبرگرو گرفتم نشستم بغل ایساناز اعضای گروه دنس بود دختر خوبی بود از همون اول با هم صمیمی شدیم ایسان شمارشو دادو قرارشد هر وقت تئنستم بهش زنگ بزنم با ایسان مشغول حرف زددن بودم گه یه پسر وارد سالن شد

هومن:به اقا ارش چه عجب از این ورااا قرار بود هفته پیش بیای

ارش نگاهی به هومن کردو گفت:اخه به دوستم رفتمم

بعد نگاهش به من که بغل ایسان نشسته بودم گفت:وشما؟؟؟؟؟

ایسان:داداشی این الهه است از اشناهای کامران هومن و همکار جدیدمون

ارش:عضو گروه دنس دیگه؟؟

-نخیر همکار پدرامه

-اهان

بعد دسشو گرفت جلومو گفت :خوشبختم

نمیدونم از حال نگاهش خوشم نیومد گفتم خوشبختم ولی دستمو جلو نیووردم

هومن که فهمیده بود گفت:الهه ارش کلا اینجوری نگاه میکنه حتی به ایسان که خواهرشه باید عادت کنی

ارش خندید من لبخند زدمو گفتم:خوب اگه شما دوتا میخواین زود برید خونه من باید برم سر کارم مثلا الان ساعت از2هم گذشته

کامران:باشه برو فقط فقط بدو که زود بریم

به پدرام نگاه کردمو گفتم:من از اینا اجازه خواستم؟؟

پدرام:نه فکر نکنم(با خنده)

بقیه ام خندیدند

هومن:الهه بعد خونه میخوایم با کتی اینا بریم بیرون

الهه:باشه پس من رفتم

در اتاق و از پشت بستم و مشغول شدم تقریبا چهارونیم بود که تموم شد از روش پیرینت گرفنتمو به پدرام نشون دادم

پدرام یه نگاهی به پوسترا یه نگاهی ام به من کردو گفت:کاره خودته؟؟؟

-پ نه پ کاره خودمه دیگه

-اخه خیلی محشر شده(جقدر خودمو تحویل میگیرم)

-جدا اخه خیلی طرحس ابتدایی شاید برای رنگایی که توش به کار رفته باشه چون خوده طرحش ابتداییه

بیا بریم به اون دوتا هم نشون بدیم مطمئنم خوششون میاد

-دیگه اندرام که میگی خوب نشدهخجالت

خندید با هم رفتیم سمت اتاق کامران هومن داشتن باهم حرف میزدن معلوم بود کارشون تموم شده

مارو که دیدن هومن گفت:تموم شد؟؟

پدرام:اره بیاین ببینید خوب شده؟؟

کامران:وااااااااو خیلی خوب شده

هومن:اره انگار یه چیزی داره که بقیه تدارند

الهه:مرسی تعریفیم نیس انقدر حالا میشه بریم خسته ام مصلا روزه اولیه که اومدمLA

هومن :اره برو حاظر شو بریم دیگه

حاظر شدمو از ایسان و بقیه خداحافظی کردم

ارو به پدرام گفتم:دیگه کاری نداری؟؟

-نه دیگه برو

-فعلا بای

-بای

ارش دم در وایساده بودو با کامران هومن صحبت میکرد منو که دید گفت خدافظ الهه خانوم

جوابشو ندادم سریع از له ها پاین رفتم دم ماشین منتظر کامران هومن وایسادم..........

 

حوب اینم داسی شرمنده دیگه دیر شد راستسی وبلاگ پرنیانم دزست د خواستید برید سر بزنید

خوب دوباره تولد شهرزادو پیشاپیش بهش تبریک میگم

فعلا بایبای بای





/ 50 نظر / 69 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترانه

چـه بـی مَـعـرفـَـ شدی تـو! حـَتـی واس ِ آپـاتـَم خـَبر نمیدی!:( عـِب نداره!

بی کله(دایی)

سارا جان شما ی وقت اپ نکنی خوب [عصبانی][عصبانی] راستی تولد نیکی باکمی تاخیر مبارک[هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][دلقک][دلقک][دلقک][بغل][بغل][ماچ][قلب] ببخشید چون نتم قطع بود[خجالت][فرشته][فرشته][قهقهه][قهقهه][شرمنده][شرمنده][دست][دست][من نبودم][خداحافظ]

shadi

سارااااااااااااااااااااااااااااااااا کوجایی دختر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه تو 10 روز پیش به من نگفتی آپ میکنی ؟؟؟؟؟؟ خو کو پسسسسسسسسسسسسسسسسسسس ؟؟؟؟ [عصبانی]

یاسمن(فدایی کامران و هومن)

*ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام... وای واقــــــــــــــعا معذرت میخوام مـن اون روزی کـــــــه اپ کـــــــــردم رفتم خـــــــــونه ی یکی از دوستان و تا الان کـــــــه دارم کامنت میدم پــــــــــــای نت نبودم... من معـــــــــــــــــــــــــــــــــذرت میخوام... دلــــــــــــــــــــــــــــم تنگ شده بود... مــــــــــــــــــــــــــــــــــــیسی*

مریم

سلام خوبی ساراجان ؟؟ کم ÷دایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اپم خوش حال میم سربزنی

شرکت بازرگاني به تک اسپادان

شرکت بازرگاني به تک اسپادان به علت واردات مستقيم کليه محصولات کودکان و نوزادان تمامي اجناس را به قيمت عمده فروشي با 35 الي 45درصد تخفيف نسبت به قيمت بازار عرضه مي نماييد ليست قيمت کليه اجناس کودکان ونوزادان آلبوم خاطرات کودکان و نوزادان 28000تومان فروش جامعترين البوم خاطرات دوران زندگي ما و البوم خاطرات دوران شيرين مدرسه 14000تومان پوشک آموزش کودک قيمت 22000تومان با تخفيف 16500تومان سرويس 5 تکه لباس مارک چيکو 25000 با تخفيف 19000 تومان ساک وسايل نوزاد مارک چيکو اصل 32000تومان با تخفيف 27000تومان کيسه آب گرم مخصوص کودکان و نوزادان مارک ريکانگ24000 تومان با تخفيف 18500 تومان آب ميوه خوري مخصوص کودکان مارک اپل23000تومان با تخفيف 16500تومان کفش اسپرت لب خزدار کودکان قيمت بازار22000تومان با تخفيف 14000تومان پتو 3 کاره اسپانيايي اصلي 52000تومان با تخفيف 45000تومان ليف تمام تور عروسکي گرد مخصوص کودکان و نوزادان 14000 قيمت بازار با تخفيف 9800تومان تاب بازي مدل شرتي مخصوص کودکان زير 3 سال مارک ناز گل 36000 تومان با تخفيف 29500تومان کالسکه 8 چرخه دليجانان 250000تومان با تخفيف 220000تومان ماشين کنترلي

سمانه

بهم سر بزن وب قشنگی داری![ماچ][شوخی]

کیمیا

بابا جذبه ...مثلا آرش خان میخوان چیکار کنن؟؟؟؟؟[سوال][سوال][سوال]